Search Private Messages Home
    منوی اصلی
موضوعات سایت
دیگر بخشها
بخش خبری
    مطالب تصادفی

سخنان عارفانه
[ سخنان عارفانه ]

·چون دل راست انديش و زبان راستگو باشد
·ای کاش
·جمله های زیبا
·زنجیره عشق
·nefriiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiin
·لمس عشق و محبت می توان شیطان را از قلبها بیرو
·گفتـــــي دلــــت بــــــا ديگـــــــري اس
    پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
    linkdoni
هرچی میخوای این جا هست
ابزار وبلاگ☻کدموزیک+کدجاوا
حمید پیکس پیکس
عاشق همیشگی پرسپولیس
fraiden_0111@yahoo.com
دانشجویان داروسازی مشهد}
<<<<<گمشده در مه>>>>>
*****تبلیغات رایگان*****
"Movie & Celebrities News"
ir-live::.in good weblag iranian::.
عکسهای جدید و داغ روز - پیکدونی
فیلم عکس اهنگ جوک برنامه بازی.
گلچین داستانهای عاشقانه
وبسایت بزگ وبــســــــاز
بـــیــــــا تـــــو جـــــوان
پــــایــــگاه دانـــلود
بهترين و توپ ترين وبلاگ تفريحي
بلوتوث های بالاي ۱۸
 *عکس هاي خفن و بي تربيتي*
>>>>شـــــمـــــیــــــم<<<<

PageRank Checking Icon
محل مناسب برای تبلیغات شما
 ایمان به خدا
سخنان حکیمانه
http://galery.2roz.com/users/mohammad/iman%20be%20khoda.jpg
داستان دربارۀ یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود. او پس از سال ها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد. ولی از انجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا برود. شب بلندی های کوه را در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود اصلا دید نداشت، ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود

. همان طور که از کوه بالا می رفت پایش لیز خورد. در حالا که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد.در حال سقوط فقط لکه های سیاهی مقابل چشمانش می دید و احساس وحشتناک کشیده شدن به وسیلۀ قوه جاذبه او را در خود می گرفت. همچنان سقوط می کرد، در آن لحظات تمام رویداد های خوب و بد زندگیش به یادش آمد. اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به وی نزدیک است.

ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش محکم شد و در میان آسمان و زمین معلق ماند. در این لحظۀ سکون چاره ای برایش نماند جز آنکه فریاد بزند: خدایا کمکم کن.

ناگهان صدای پرطنینی از آسمان شنیده شد: چه می خواهی؟
مرد گفت: ای خدا نجاتم بده.
 - واقعا باور داری که می توانم نجاتت دهم؟
 - البته که باور دارم.
 - اگر باور داری، طنابی که به دور کمرت بسته است پاره کن.
یک لحظه سکوت .... و کوهنورد تصمیم گرفت با تمام نیرو طناب را بچسبد.
گروه نجات روز بعد یک کوهنورد یخ زدۀ مرده را پیدا کردند. بدنش از طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود، در حالی که او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.



ارسال شده بوسيله admin در مورخه : جمعه، 15 شهريور ماه ، 1387

نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : yal92kij
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
    لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد سخنان حکیمانه
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه سخنان حکیمانه:
نشستن زلیخا برسرراه یوسف

    امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

    انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

PH2BLUE Theme Modified By: Lorkan Themes

:: Farsi Theme By Nuke them ::

Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [2roz.com] 2roz.com