 خواستم از عشق برات بگم , گفتم مي دوني , خواستم از غم برات بگم گفتم مي دوني , حالا از ته قلبم مي خوام بهت بگم دوست دارم چون نمي دوني

به به ادامه شو
بگذاربميرم كه ديگر همسفري نيست , در سينه ي من فرصت عشق ديگري نيست , بعد از تو دلم اسير بالايي بود , اري ديگراز عشق در اينجا خبري نيست
تو رو مي خواستم تا در جواني , نميرم از غم بي هم زباني , از غم بي همزباني سوخت جانم , چه مي خواهم ديگر زين زندگي
پس از مرگم بيا اي زيبا نگارم , بيا با جمع خوبان بر مزارم , سرت و خم كن ببوس سنگ مزارم , كه من در زير خاك چشم انتظارم
مي دوني اوج رفات كجاست ؟ به ياد رفيقي باشي كه به يادت نيست .....
گر چه راه ما براي ديدار طولانيست , ولي يك اس ام اس كمتر از ديدار نيست
در سکوت دادگاه سرنوشت / عشق بر ما حکم سنگینی نوشت / گفته شد دل داده ها از هم جدا / وای بر این حکم وقانون زشت
هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم گر مانده ام خموش خدا داند و دلم
همیشه قبرستانی در قلب خود برای خاک سپاری خطای دوستانت بساز
به دريا بزن قايقت ميشوم . حقيرم ولي لايقت مي شوم . من عاشق شدن رو بلد نيستم . تو يادم بده عاشقت ميشوم
واسه شكستنم يك اخم كافيه . نياز به فرياد نيست . واسه اشكم سكوت كافيه . نياز به قهر نيست . واسه مردنم حرف رفتنت كافيه . نياز به انجام نيست
|