Search Private Messages Home
    منوی اصلی
موضوعات سایت
دیگر بخشها
بخش خبری
    مطالب تصادفی

شعر
[ شعر ]

·شعر و متن موزيك سخته ورژن پاپ با صداي نيما
·شعر و متن موزيك دلخور و خيال با صداي نيما
·شعر و متن موزيك alone پايه با صداي نيما
·شعر و متن موزيك عمق هزار پايه با صداي نيما
·شعر و متن موزيك سخته با همراهي ياس با صداي ني
·شعر و متن موزيك خواب و خيال با صداي نيما
·شعر انريكو Tired Of Being Sorry
·شعر (متن موزيك ) بگو مگو از ماهان بهرام خان
·شعر (متن موزيك ) اشتباه از ماهان بهرام خان
    پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
    linkdoni
هرچی میخوای این جا هست
ابزار وبلاگ☻کدموزیک+کدجاوا
حمید پیکس پیکس
عاشق همیشگی پرسپولیس
fraiden_0111@yahoo.com
دانشجویان داروسازی مشهد}
<<<<<گمشده در مه>>>>>
*****تبلیغات رایگان*****
"Movie & Celebrities News"
ir-live::.in good weblag iranian::.
عکسهای جدید و داغ روز - پیکدونی
فیلم عکس اهنگ جوک برنامه بازی.
گلچین داستانهای عاشقانه
وبسایت بزگ وبــســــــاز
بـــیــــــا تـــــو جـــــوان
پــــایــــگاه دانـــلود
بهترين و توپ ترين وبلاگ تفريحي
بلوتوث های بالاي ۱۸
 *عکس هاي خفن و بي تربيتي*
>>>>شـــــمـــــیــــــم<<<<
<<<<<دلـــــداده>>>>>
وبلاگ پرسپوليس
دوســـتــانـــــه
دانـــلـــود رایـــگــان
مرکز دانلود ايرانيان
آهـــنــگ زنـــدگـــــــی

PageRank Checking Icon
محل مناسب برای تبلیغات شما
 شاگرد ابلیس
طنز و جكدو پسر بچه ی 13 و 14 ساله کنار رودخانه ایستاده بودند که یکی از آن مردان شرور که بزرگ و کوچک حالی شان نمی شود، برای سر کیسه کردنشان و ابتدا به پسر بچه ی 13 ساله که خیلی هفت خط بود گفت: "من شیطان هستم اگر به من یک سکه ندهی همین الان تو را تبدیل به یک خوک می کنم" پسر بچه ی 13 ساله ی زبر و زرنگ خندید و او را مسخره کرد و برایش صدایی در آورد! مرد شرور از رو نرفت و به سراغ پسر بچه ی 14 ساله رفت و گفت: "تو چی پسرم! آیا دوست داری توسط شیطان تبدیل به یک گاومیش شوی یا اینکه الآن به ابلیس یک سکه می دهی؟ "پسر بچه ی 14 ساه که بر عکس دوست جوانترش خیلی ساده دل بود با ترس و لرز از جیبش یک سکه ی 50 سنتی درآورد و آن را به شیطان داد! مرد شرور اما پس از گرفتن سکه ی 50 سنتی از پسرک ساده دل، به سراغ پسرک 13 ساله رفت و خشمش را با یک لگد و مشت که به او کوبید، سر پسرک خالی کرد و بعد رفت.
چند دقیقه بعد پسرک زبر و زرنگ به سراغ پسر ساده دل آمد و وقتی دید او اشک می ریزد، علت را پرسید که پسرک گفت: "با آن 50 سنت باید برای مادر مریضم دارو می خریدم"
پسرک 13 ساله خندید و گفت: "غصه نخور، من سه تا سکه ی50 سنتی دارم که 2 تا را می دهم به تو." پسرک ساده دل گفت: "تو که پول نداشتی!" پسرک زرنگ خندید و گفت: "گاهی می شود جیب شیطان را هم زد"



ارسال شده بوسيله admin در مورخه : دوشنبه، 21 مرداد ماه ، 1387

نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : tag46jiy
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
    لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد طنز و جك
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه طنز و جك:
طنز و جوك هاي 18

    امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

    انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

PH2BLUE Theme Modified By: Lorkan Themes

:: Farsi Theme By Nuke them ::

Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [2roz.com] 2roz.com